درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
عشق نفرت خیانت
یک شنبه 5 آبان 1392برچسب:, :: 6:23 :: نويسنده : kerech
در طول زندگي، خيلي وقتها آدمهايي ميآيند که از اعتمادمان سوءاستفاده ميکنند و اين مسئله عميقاً احساسات ما را جريحهدار ميکند و اين اعتماد کردن دوباره به بقيه آدمها را برايمان سخت ميکند. دوست داريد بدانيد از کجا بايد بفهميد که به چه کسي ميتوانيد اعتماد کنيد؟
1. به آدمها يک فرصت دهيد. مقايسه کردن آدمها با آدمهاي قبل و روابط با روابط قبل خيلي ساده است. حتي اگر اين آدمي باشد که به اعتمادتان خيانت کرده باشد. اما بايد بدانيد که همه آدمها يکجور نيستند يا دوست ندارند درس بگيرند. نميتوانيد تا آخر عمرتان همانطور فکر کنيد، درغيراينصورت هيچوقت نميتوانيد به هيچکس فرصتي براي اعتماد بدهيد. همه آدمها حداقل يکبار ارزش اعتماد کردن را دارند پس منصف باشيد و يکبار اين فرصت را به آنها بدهيد. از گذشته بعنوان دليلي براي نداشتن ذهني باز و مثبت استفاده نکنيد. گذشته گذشته است، شما در زمان حال قرار داريد.
2. به درستي با آنها حرف بزنيد. وقتي ميخواهيد خودتان اعتماد ديگران را جلب کنيد هم بايد همين کار را بکنيد. وقتي بتوانيد به درستي با ديگران حرف بزنيد و ارتباط برقرار کنيد ودرمورد افکار و احساسات دروني هم بيشتر بدانيد، راحتتر ميتوانيد به کسي اعتماد کنيد.
3. بيشتر درمورد آدمها بدانيد. اين فقط درمورد خصوصيات و ويژگيهاي ظاهري آنها مثل جايي که بزرگ شدهاند يا رنگ موردعلاقهشان نيست. فهميدن درمورد آدمها، اينکه چه چيز احساسات، عواطف و اميالشان را مشخص ميکند قدم بسيار مهمي در ايجاد اعتماد است. شما نميتوانيد واقعاً شروع به اعتماد به کسي کنيد مگراينکه واقعاً او را بشناسيد. درواقع، تازمانيکه به نقطهاي برسيد که بتوانيد اعمال و رفتار آنها را پيشبيني کنيد. پس آدمها را آزمايش کنيد و بشناسيد. موقعيتهاي مختلف را يادداشت کنيد و ببينيد ميتوانيد حدس بزنيد که در آن موقعيت چه ميکردند يا چه نميکردند. اگر نميدانستيد يعني هنوز آنها را خوب نميشناسيد و نميتوانيد به آنها اعتماد کنيد.
4. ببينيد با ديگران چطور رفتار ميکنند. يک فاکتور بسيار مهم در تعيين اينکه کسي شايسته اعتماد است يا خير، طريقه رفتار و برخورد او با ديگران است. آدمهايي که اين فرد را ميشناسند چطور با او رفتار ميکنند؟ آيا اين آدم از آندسته افراد است که حس خوب و گرمي در ديگران ايجاد ميکند؟ يا بقيه هميشه با او مشکل دارند؟
5. همه آدمها اشتباه ميکنند. دادن فرصت دوباره به آدمها هيچ اشکالي ندارد. بايد بفهميد که واقعاً چرا يک نفر به اعتمادتان خيانت کرده است. موقعيت را درست درک کنيد و خودتان را درست جاي آن فرد بگذاريد. بايد بفهميد چه چيزي او را تحريک به دروغ کرده است يا چرا باعث شده به شما خيانت کند. گاهياوقات آدمها از روي ترس يا بخاطر اذيت نکردن ديگران کارهايي را انجام ميدهند. وقتي موقعيت را خوب درک کنيد و سعي کنيد درمقابل همان درک را نشان دهيد، به آن فرد دوباره اعتماد ميدهد و باعث ميشود بتوانيد دوباره در آينده به او اعتماد کنيد.
6. آيا درس ميگيرند؟ براي اين مورد، درست مثل مورد سوم، بايد شناخت بيشتري درمورد آدمها پيدا کنيد. آيا کسي است که به توصيه ديگران گوش ميدهد؟ آيا آدمي است که از اشتباهات خود درس ميگيرد و همان باعث رشد و پيشرفتش ميشود؟ اگر فهميديد که چنين آدمي نيست، آنوقت متوجه ميشويد که اگر يکبار به شما خيانت کند، درس نميگيرد که دفعه بعد اين کار را نکند. اما آدمهايي که از اشتباهات خود درس ميگيرند، شايسته دادن يک فرصت دوباره هستند.
7. از اعتماد کردن به آدمهاي خودمحور خودداري کنيد. اين بزرگترين نشانه است که بفهميد کسي شايسته اعتماد شما هست يا نه. اگر فرد موردنظرتان آدم خودمحوري باشد، احتمال 99% وجود دارد که به اعتماد شما خيانت کند. مگراينکه ياد بگيرند و تلاش کنند که خودخواه نباشند (که بسيار نادر است)، آنوقت شايد بتوانيد به آنها اعتماد کنيد. البته همه ما آدميم و خيلي وقتها خودخواه ميشويم. منظورمان آندسته از افراد که تابحال زحمت فکر کردن به نيازهاي ديگران را به خود ندادهاند. اينها آدمهايي خودمحور و خودخواه هستند که هر کاري براي برآوردن نيازهاي شخصي خودشان انجام ميدهند. اين ميتواند شامل دروغ گفتند و خيانت به اعتماد ديگران هم شود.
نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |